اساس نظريه اوليه تحليل رفتار متقابل، بر پايه حالتهاي
شخصيتي ارايه گرديده، اريك برن اين حالتهاي شخصيتي را در سه
بخش «والد»، «بالغ»و «كودك» معرفي نمود كه شامل نوعي نظام به
هم پيوسته فكر كردن، احساس كردن و رفتار كردن است؛ در مرحله
دوم و در تكامل نظريه، تحليل رفتار متقابل يعني رابطه بين
افراد مورد توجه و بررسي قرار گرفت و براساس واكنشهاي همزمان
رواني و اجتماعي و تبادل رابطههاي متقابل طبقه بندي و ارايه
گرديد.
در مرحله سوم با مشاهده رابطههاي پنهان و دو سطحي در
ارتباطهاي متقابل، بازيهاي رواني كه بين افراد در جريان است
كشف گرديد و پيش بيني نتيجه نهايي اين گونه بازيهاي رواني
مشخص و تعريف شد.
چهارمين مرحله رشد و تكميل نظريه تحليل رفتار متقابل، تحليل
زندگي نامه يا نمايشنامه زندگي است كه به بازيهاي رواني
مشابهي كه مردم بارها آن را تكرار ميكنند ميپردازد. اين طرح
كلي، شيوه زندگي افراد را تعيين مينمايد و ساختار نمايشنامه
زندگي هر کس را مشخص ميکند.
با دستيابي به نظريه تحليل رفتار متقابل ميتوان به شناخت
مشكلاتي كه در افراد موجب عدم تعادل در ساختار شخصيت و ارتباط
با ديگران و تكرار بازيهاي رواني و نمايشنامه زندگي ميگردد
دست يافت و راه كارهاي تغيير و درمان آنها را كشف و ارايه
نمود.
درمانگرهاي نوگرا در تحليل رفتار متقابل، با ارايه نظريهها و
روشهاي جديد و اقتباس از نظريههاي ديگر، به نوعي مكتب رواني
درماني اقتضايي دست يافتند كه در درمان و تغيير رفتار بسيار
مؤثر و كار آمد بوده است.
اصليترين كاربرد تحليل رفتار متقابل در انسانها، ايجاد شناخت
رفتاري، احساسي و ذهني است كه سه جنبه مهم شخصيت است. با كمك
تحليل رفتار و به منظور كسب معرفت از شخصيت بالقوه و كشف
جايگاه واقعي خويشتن، تغيير در ساختار شخصيتي كاملاً امكان
پذير ميگردد.
در تحليل رفتار متقابل هرتغيير رفتاري يا احساسي در مرحله اول با بينش
منطقي شروع ميگردد كه در واقع شناخت مجموعه نقاط ضعف و قوت
رفتار، تفكر و يا احساس فرد است و پس از پذيرش منطقي آن، توسط
حالتهاي شخصيتي، درك احساسي جهت تغيير نهايي حاصل ميشود.
مهمترين عوامل كمك كننده براي قبول و پذيرش تغيير در نظريه
تحليل رفتار متقابل شفاف بودن، عامل بودن؛ و انعقاد قرار داد
براي تغيير در خويشتن است كه قرار داد توسط خود درمان جو و يا
بين او و درمانگر تعيين ميشود.